جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
362
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
* * * آرى ! اين همه دارايى از كجاست ؟ اين قصرها و كاخها از كجا بهدست تو آمده ، در صورتى كه از روزى كه نور آفتاب بر تو تابيده ، عملى كه به نفع توده مردم باشد ، از جانب تو ديده نشده است ! اما بايد دانست كه اگر زمانى گذشت كه تو ثروت و زمين را غصب كردى ، اين دليل آن نيست كه هر كجى و انحرافى به همان حال باقى بماند ، زيرا حق را هيچ چيزى باطل نتواند كرد و بنابراين هر مزرعه و زمينى ، هر مال و ثروتى كه بدون حق بخشوده شده ، بايد به بيتالمال برگردد ولو اينكه با آن ، زنان بسيارى ازدواج كرده باشند و يا در سراسر روى زمين پراكنده شده باشد . زيرا عدالت كه وسعتى براى ملت است ، هرگز تنگ نخواهد شد و هرگز در چهارچوب حدودى كه دستاويز سودپرستان است ، محدود نخواهد گشت ! در اينجا مطلب جالبى است كه بايد به آن توجه نمود و آن اينكه : على تصرف زمينى را كه با خويشاوندى و استفاده از مقام ، بهدست آمده است ، از جملهء اموالى مىداند كه از راه غصب و غارت بهدست آمده است زيرا على بهخوبى مىداند كه زمين هسته مركزى و منشأ ثروت است و همين هم باعث حكمرانى مىگردد ! و آنگاه على با عقل نيرومند و خطاناپذيرش مىبيند كه زمينخواران - كه همه از طبقه حاكمه و ثروتمندان و بزرگان هستند - براى استفاده از منابع آن ، كوشش خواهند نمود كه مردم را براى بهرهبردارى از خيرات و منافع آن ، به بردگى بكشانند و همين هم باعث افزايش ثروت در نزد آنها و نابودى و ذلت ديگران خواهد شد . و سپس مالكان بزرگ ، آنچه را كه خردهمالكان دارند از آنها خواهند خريد تا در ميان ملت دو طبقه